در این پست چند ایرانی که در جمهوری اسلامی کار نکردند را مورد بررسی قرار میدهم...
رژیمی که ادعا میکند نخبه ها در سران مملکت فعالیت میکنند مانند احمدی نژاد!!!
۱.پروفسور بیژن داوری
معاون ارشد شرکت آی بی ام
بزرگترین شرکت سخت افزاری در جهان
۲.آقای بیژن پاکزاد
بزرگترین طراح و تولید کننده لباس
در جهان
۳.آقای حسین اسلامبولچی
رییس شرکت مخابرات آمریکا
ای تی اند تی
۴.آقای فرزاد ناظم
مدیر فنی سایت یاهو!
۵.آقای امید کردستانی
مدیر ارشد سایت گوگل!
۶.پروفسور مجید سمیعی
رییس جراحان مغز جهان
در آلمان
۷.خانم کریستیانا امام پور
رییس بخش خبری سی ان ان
در آمریکا
۸.پروفسور محمد جمشیدی
مدیر برنامه های داخلی
ایستگاه فضایی ناسا
۹.خانم صبا ولد خانی
برنده جایزه جوانترین کاشف جهان!
در سال ۲۰۰۵ میلادی
۱۰. آقای نادر مدانلو
رییس اولین شرکت خصوصی پرتاب ماهواره
در جهان
۱۱.خانم انوشه انصاری
رییس موسسه تکنولوژی تله کام!
(هر تشکیلات مخابراتی در جهان از تکنولوژی های تله کام است.)
۱۲.خانم ماریا خرسند
رییس شرکت سونی اریکسون
تولید کننده گوشی موبایل
۱۳.خانم شیرین عبادی
برنده جایزه صلح نوبل
و
.
.
.
میبینید دوستان من...این نشان میدهد اگر ما به جایی نرسیدیم بخاطر نوع حکومت تو این کشور هست...
چطور کل دنیا با ایرانیان مشکل نداره و اینگونه بهشون میدون میده ولی
تو کشور خودمون باید با این نوابغ طوری رفتار بشه که برن خارج از کشور
و در اونجا گوشه ای از هنرشون رو نشون بدند.
چه بسا اگه این عزیزان در کشور خودمون بودند و با جون دل تلاش
میکردند الان بیشتر از این هم پیشرفت میکردند...
مثل این نخبگان زیاده...مهم اینه که حکومت نباید فراریشون بده
باید دید حکومت عوض بشه...
هدف ما سبز اندیشان نیز همین است...
نوشته شده توسط سامان در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388. مربوط به بخش : |
سايت خبري تحليل عصر ايران : در حالی که اخذ رای اعتماد در مجلس در جریان بود ، یکی از نمایندگان ضمن مراجعه به لاریجانی با لحنی طنزگونه از زمان اعزام صندوق های سیار به مناطق صعب العبور از وی پرسید. اما پیش از اینکه رئیس مجلس به این شوخی جواب دهد، همزمان یکی از اعضای هیات رئیس با ابراز نکته جالبی گفت: "تقلب نمی شود ها". وی در ادامه با خنده گفت: "تقلب کنید، می بریم کهریزک ها!"
در پی پخش مستقیم این سخنان از تلویزیون ، بناگاه ، برنامه زنده شبکه یک قطع شد.
>>>> لينك
اين است درستكاري و اندیشه سبز ای کوته فکران که طاقت شنیدن صدای مخالف را ندارید...:

متن تصوير فوق:
بخشنامه به كليه وزارتخانهها ، سازمانها ، موسسات دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي
نظربه اينكه اترام اقليتهاي مذهبي در جمهوري اسلامي ايران مورد عنايت و توجه ميباشد مقتضي است كليه وزارتخانها ، موسسات دولتي و وابسته به دولت و نهادهاي انقلاب اسلامي ترتيبي اتخاذ فرمايند تا جهت انجام نيايشهاي همگاني و فرائض ديني روزهاي زادروز و درگذشت اشو زرتشت و روز درگذشتگان و شهدا و جشنهاي سده و مهرگان را به كارمندان و كاركنان زرتشتي مرخضي اعطا و نهايت همكاري را در اين زمينه معمول دارند.
62/11/12 نخست وزير ميرحسين موسوي
نوشته شده توسط سامان در تاريخ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388. مربوط به بخش : |
مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات از ناپدید شدن یکی از «شاهدان تجاوز جنسی در بازداشتگاهها» خبر داد.
این شاهد در زمان بازداشت بنابر گفته خود مورد تجاوز قرار گرفته بود، و به گفته آقای کروبی پس از دیداری که با نمایندگان قوه قضائیه داشته، ناپدید شده است.
آقای کروبی در نامهای که امروز سهشنبه در وبسایت سحامنیوز منتشر کرده، مسئولیت هرگونه اتفاق «ناگواری» که برای این فرد یا خانوادهاش روی دهد را بر عهده سعید مرتضوی دادستان سابق تهران اعلام کرده است.
در این نامه آمده است که رفتار نمایندگان قوه قضائیه با این فرد به حدی «زشت و زننده» بوده که اکنون مدتی است ناپدید شده و خبری از وی نیست.
جزئیات جلسه این فرد با نمایندگان قوه قضائیه چندی پیش از سوی او در وبسایت سحامنیوز منتشر شده بود.
کروبی در نامه خود نوشته که ماموران قضایی با حضور در محل زندگی این فرد موجب آزردگی خاطر خانوادهاش شده و او را ترساندهاند.
در این نامه آمده که «برخی از مسئولان قضایی نه تنها به دنبال یاری رساندن و احقاق حقوق بازداشت شدگانی که مورد آزار قرار گرفتهاند نیستند، بلکه درصدند تا صورت مسئله را پاک کنند.»
در این نامه علت خودداری آقای کروبی از دیدار با مسئولان قضائی برخورد نامناسب ماموران قضائی با این فرد اعلام شده است.
این در حالی است که ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضائیه گفته که کروبی قرار است در جلسه امروز سهشنبه هیات نظارت قوه قضائیه بر حوادث اخیر شرکت کند.
پیشتر اعلام شده بود که نامه کروبی به صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه در خصوص تجاوز به برخی بازداشتشدگان در دستور کار این هیات قرار گرفته است.
مهدی کروبی اعلام کرده که براساس اسناد و مدارکی که در اختیار دارد به برخی از دختران و پسران بازداشتی تجاوز شده است و در شرایطی که امنیت جانی این افراد تامین شود حاضر است آنها را به مراجع قانونی معرفی کند.
این گفتههای آقای کروبی با خشم گروهی از محافظهکاران مواجه شده است تا جایی که تلویزیون دولتی ایران شب گذشته در برنامهای به نقل از قاضی رسیدگی کننده به این پرونده اعلام کرد که کروبی برخلاف گفتههای خود حاضر به ارائه اسناد و مدارک برای اثبات ادعاهای خود نیست.
آقای کروبی در واکنش به این برنامه صدا و سیما، در نامهای از عزتالله ضرغامی رئیس این سازمان خواست که فرصتی برای پاسخگویی به اظهارات قاضی مقدمی، رئیس بازپرسی شعبه سیزدهم در اختیار وی بگذارد.
مهدی کروبی در نامه خود نوشته که «اینجانب و کسانی که در راستای احقاق حقوق مردم تلاش میکنیم به اندازه برخی افراد که میخواستند جنایاتی که شده است را پنهان کنند، از این حق برخورداریم تا از تریبون رسانه ملی با مردم سخن بگوییم.»
نوشته شده توسط سامان در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388. مربوط به بخش : |
گزارش تحقیقی سایت «موج سبز آزادی» درباره مدرک دانشگاهی وزیر علوم پیشنهادی دولت کودتا
در روزهای گذشته، ایمیلهای زیادی درباره وضعیت مدرک تحصیلی گزینه پیشنهادی رئیس دولت کودتا برای تصدی وزارت علوم برایمان ارسال شد که ما را ملزم به بررسی بیشتر این موضوع ساخت. بررسیهای اولیه «موج سبز آزادی» نشان میدهد که آقای دانشجو، همانند کسی که او را قائممقام وزیر کشور کرد یعنی علی کردان، درباره مدرک تحصیلیاش دروغهای متعددی گفته و لازم است که نمایندگان مستقل مجلس قبل از آنکه او عامل دولت در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری شود، از وی بخواهند که درباره مدرکش توضیح دهد تا مانند ماجرای علی کردان چند ماه بعد مجبور به استیضاحش نشوند.
به گزارش موج سبز آزادی، آقای کامران دانشجو که به عنوان عامل دولت کودتا در وزارت علوم پیشنهاد شده و قرار است مسئولیت دانشگاهیان کل کشور را به عهده بگیرد، خود با ابهامهای جدی در خصوص مدرک دانشگاهیاش روبهروست. این در حالی است که او از سالها قبل در دانشگاه علم و صنعت به عنوان «استاد تمام» مشغول تدریس است و با همین مدرک دانشگاهی در چندین مسئولیت مهم دولتی نیز حضور یافته است.
وی در معرفینامهاش به عنوان فرد پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارتخانه، ادعا کرده که دارای مدرک «دکترای هوافضا از کالج لندن» است و مسئولان دولت نیز در تبلیغات برای رای اعتماد، همین عنوان را برای وی ذکر کردهاند. اما مشکل در اینجاست که در تاریخ انگلستان، دانشگاهی به نام «کالج لندن» وجود نداشته و ندارد!
با این حال فرض میکنیم که تنها بیان نام فارسی دانشگاه دقیق نبوده و مشکلساز شده است، مثلا شاید منظور کالج سلطنتی لندن است و یا کالج دانشگاهی لندن! از این رو به صفحه معرفی او در سایت دانشگاه علم و صنعت مراجعه میکنیم تا عنوان دقیق دانشگاه محل تحصیل وی در مقطع دکترا را پیدا کنیم. به هرحال اگر کسی سالها در یک دانشگاه تحصیل کرده باشد، لااقل باید نام دقیق آن را بداند. اما با کمال تعجب میبینیم که در این صفحه، «دانشگاه منچستر انگلستان» به عنوان محل تحصیل آقای دانشجو در مقطع دکترا اعلام شده است! این تناقض، باعث تعجب بیشتر میشود و برای رفع ابهام مجبور میشویم به صفحه انگلیسی کامران دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت برویم، اما باز میبینیم که در این صفحه نام جدیدی برای دانشگاه به شکل انستیتو امپریال منچستر اعلام شده است: Manchester Imperial Institute of Science and Technology, U.K.
این عنوان ربطی به عنوان دانشگاه منچستر ندارد. اما باز تردید میکنیم و عنوان این مؤسسه آموزشی (که در واقع دانشگاه نیست) را در سایت گوگل جستوجو میکنیم تا از کیفیت و اعتبار آن مطلع شویم. ولی با کمال تعجب میبینیم که غیر از صفحات مربوط به آقای کامران دانشجو، در هیچ جای دیگر جهان اثری از این دانشگاه نیست! جالب است که در صفحه آقای دانشجو در سایت دانشگاه علم و صنعت، نام دانشگاه «کویین ماری» که در لندن قرار دارد اما ربطی به عنوان کالج لندن ندارد، به عنوان محل تحصیل مقطع لیسانس و نه دکترای آقای دانشجو اشاره شده است.
این مجموعه تناقضها، «موج سبز آزادی» را وادار کرد که بیشتر درباره سوابق دانشگاهی وی تحقیق کند. به لیست مقالات آقای دکتر مراجعه میکنیم. لیست بلند بالای مقالات ایشان هم در صفحه فارسی و هم در صفحه انگلیسی سایت دانشگاه علم و صنعت موجود است. این مقالات هم در ژورنالها و هم سمینارهای داخلی و خارجی به همراه دانشجویانشان اسم ایشان را درج کرده است. اما با بررسی تک تک این مقالات از سایتهای مختلف، متوجه میشویم که نام دانشگاه ایشان همان دانشگاه علم و صنعت است و در دانشگاههای انگلیسی وی هیچ مقالهای تولید نشده است. با دقت به تاریخ این مقالات متوجه می شویم که اولین مقاله وی در سال 1999 منتشر شده است. عجیب است! ایشان سال فارغالتحصیلی خود از هر دانشگاه مفروضی در انگلستان را ننوشته، اما سوابق اجراییاش نشان میدهد که از سال 1368 به بعد در ایران حضور داشته است و در هر صورت از محالات است که ایشان دوره فوق لیسانس و دکترا را در لندن گذرانده باشد و محض رضای خدا حتی یک مقاله علمی هم نداشته باشد؛ تا آنکه اولین مقاله علمی را در سال 1999 نوشته باشند.
تردید بیشتر میشود. به کتابخانه امپریال کالج لندن مراجعه میکنیم و پایاننامهای به نام کامران دانشجو پیدا نمی کنیم. در کتابخانه دانشگاه منچستر هم چیزی پیدا نمیشود. به آرشیو پایاننامههای دکترای دانشجویان در کتابخانه ethos.bl.uk مراجعه میکنیم که باز هم در آنجا اثری از اسامی daneshjo یا daneshjoo یا daneshjou یافت نمیشود. هیچ اثری از تحصیل او در مقطع دکترا در انگلستان وجود ندارد، غیر از ادعای خود او.
تحقیقات را گسترش میدهیم. به فرضیهای بر میخوریم مبنی بر اینکه ایشان یکی از هشت دانشجوی ایرانی است که در جریان ماجرای سلمان رشدی از انگلیس اخراج شدند و در ایران دکترا گرفتند. هرچند اگر این درست باشد، خود نشانهی دروغ بزرگ وی مبنی بر اخذ دکترا از دانشگاههای لندن و یا منچستر است، اما باز این فرض را بیشتر بررسی میکنیم. به روزنامه قدس 26 اسفند ماه میرسیم که خبری را به نقل از ایرنا نقل کرده است. عین خبر را ببینید:
دانشجو: سفير ايران در لندن نمي شوم ايرنا- استاندار تهران با رد شايعه انتصاب خود به عنوان سفير ايران در لندن گفت كه پس از اخراج از انگليس در دوران دانشجويي، به اين كشور و همه كشورهاي عضو پيمان شينگن ممنوع الورود شده است. دكتر كامران دانشجو، استاندار تهران درباره برخي اخبار منتشرشده غيررسمي در مورد احتمال سفير شدن وي در لندن، گفت: من به انگليس ممنوع الورود هستم. وي توضيح داد: من در قضيه سلمان رشدي به همراه هفت دانشجوي ديگر، از انگلستان اخراج شديم و در گذرنامه من درج شده تا زماني كه موضوع سلمان رشدي وجود داشته باشد، من حق ورود به انگلستان و كشورهاي پيمان شينگن را ندارم.
پس آقای دانشجو، دانشجو بوده که از انگلستان اخراج شده و لذا مدرکی دریافت نکرده است. تا این جای مشکل حل شد و دروغ اول وی ثابت شد. ایشان در سال 1989 از انگلستان اخراج شده، حق بازگشت هم نداشته و در عین حال ادعا میکند که سه مدرک دانشگاهی از آنجا گرفته است! قرار است با همین مدارک، وزیر علوم ایران هم بشود و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور را مدیریت کند. آیا اینها همه برای نمایندگان برانگیز غیر وابسته به دولت کودتا سؤالبرانگیز نیست؟
اما ابهامات همچنان باقی است. بر فرض که او در ایران دکترا گرفته باشد؛ سؤال اول این است که از کدام دانشگاه؟ دستکم در سایتهای دو دانشگاه صنعتی شریف و علم و صنعت تهران که بررسیهای «موج سبز آزادی» نشان داد هیچ اثری از پایاننامه آقای دانشجو پیدا نمیشود. جا دارد نمایندگان مستقل مجلس از ایشان بخواهند جدا از دروغی که درباره اخذ مدرک دانشگاهی از کالج لندن و یا موسسه امپریال منچستر گفته است، توضیح دهد که مثلا اگر در ایران مدرک معادل گرفته، از کدام دانشگاه بوده و پایاننامهاش کجاست.
و سؤال دوم اینکه ایشان در دانشگاه علم و صنعت تهران به رتبه استاد نائل شده است. دانشگاهیان به خوبی میدانند که طی مدارج مختلف برای رسیدن به مرحله استاد تمامی، بسیار سخت است و نیاز به تولید مقالات بسیار و سرپرستی تعداد زیادی دانشجوی دکترا و فوق لیسانس دارد. اکنون با مقایسه رزومه تحصیلی جناب آقای دانشجو با یکی دیگر از اعضای هیات علمی همان دانشگاه که اتفاقا به واقع هم در دانشگاه منچستر تحصیل کرده است، هم میتوان دید که چگونه باید ارجاعات معتبر به دانشگاه استاد و پایاننامه دکتری و فوق لیسانس داشت، و هم میتوان مقایسه کرد حجم مقالات و فعالیتهای علمی دو طرف را، در حالی که یکی دانشیار باقی مانده است و دیگری که طی این مدت همواره مشغول فعالیتهای اجرایی در مناصب دولتی مانند استانداری، معاونت و ... بوده و فرصتی برای کار دانشگاهی نداشته، توانسته به درجه استاد تمام برسد. این دو صفحه را ببینید و مقایسه کنید:
http://www.iust.ac.ir/find-14.1958.1488.fa.html
http://webpages.iust.ac.ir/msharifi
کامران دانشجو که در انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاستجمهوری، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور بود، توسط علی کردان به قائم مقامی این وزارتخانه منصوب شد. کردان هنوز دو ماه از امضای این حکم نگذشته بود که به جعل و تقلب متهم و برکنار شد. حال آیا نوبت کامران دانشجو رسیده است؟ و آیا اگر ثابت شود که او در اعلام آخرین مدرک دانشگاهیاش دروغ گفته و تقلب کرده، نمیتوان حدس زد که چنین فردی میتواند در آرای مردم نیز دست ببرد، عامل تقلب باشد و همزمان در روز روشن در صداوسیما به مردم دروغ بگوید؟




نوشته شده توسط سامان در تاريخ جمعه ششم شهریور 1388. مربوط به بخش : |
محمد على ابطحى در بلاگ «وب نوشته ها» از «سخت بودن» زندان و احساس «گيجى» در آن شكايت كرده است.
محمد على ابطحى، معاون رييس جمهور سابق ايران، كه ۷۰ روز است در بازداشت به سر مى برد از درون زندان، وبلاگ شخصى خود را به روز كرده و از ادامه بازجويى اش خبر داده است.
همراه با نوشته تازه آقاى ابطحى در وبلاگ «وب نوشته ها» که تاریخ روز چهارم شهریور بر آن نقش بسته است عكسى از او نيز در درون زندان منتشر شده است كه اين عضو مجمع روحانيون مبارز را پشت به كامپيوتر نشان مى دهد و بر روى ديوار نيز عكس هايى از آيت الله على خامنه اى، رهبر ايران، و صحنه ای از جبهه جنگ به چشم مى خورد.
وى در يادداشت خود نوشته است: «امروز هم رفته بودم اطاق بازجويى. زندان است و باز جويى هاى مكررش. بازجو اطاقش را عوض كرده بود. همان بازجويى كه بارها گفته ام خيلى باهم دوست هستيم.»
آقاى ابطحى مى افزايد: «كنار ميز اطاقش (بازجو) دو دستگاه كامپيوتر وصل به اينترنت بود. لب تاپ خودم را هم كه شب دستگيرى از منزل آورده بودند كنارش ديدم. نا خودآگاه آهى كشيدم. بازجو پرسيد چرا آه؟ گفتم ياد وب نوشت افتادم كه دو ماه و ده روز است از آن بى خبرم. يك وقتى سايتم جزئى از خانواده ام بود. بازجو گفت از همين امروز مى توانى از همين جا آن را بنويسى و منتشر كنى.»
وى مى گويد كه از شنيدن اين خبر «شوكه» شده است و افزوده كه «نمى دانم آيا هر روز اجازه مى دهند يا گاه به گاه. هر وقت اجازه دادند مى نويسم.»
محمد على ابطحى كه به تلاش براى انجام «كودتاى مخملى» متهم شده است روز دهم مرداد همراه با حدود ۱۰۰ نفر از متهمانى كه از آنها با عنوان «عوامل اغتشاش و آشوب» پس از انتخابات رياست جمهورى نام برده شده اند، از سوى قاضى صلواتى محاكمه شد.
وى روز ۲۶ خرداد ماه (چهار روز پس از برگزارى انتخابات) از سوى ماموران امنيتى بازداشت شد و خبر دستگيرى وى در همان روز توسط يكى از اعضاى خانواده اش در وبلاگ او منتشر شد.
احساس «گیجی» در زندان
محمد على ابطحى در بخش ديگرى از مطلب خود در بلاگ «وب نوشته ها» از «سخت بودن» زندان و احساس «گيجى» در آن شكايت كرده و گفته است: «وقتى سران اصلى را نمى توانند بگيرند ما را كه به زعم آنها مى توانستيم سران را پشتيبانى كنيم و حرف بزنيم و بعضى ها كه تشكيلات دارند، تشكيلات را به كار بگيرند، گرفته اند تا آشوبى كه از توهم تقلب در حال شكل گرفتن بود مهار شود.»
وى بار ديگر سخنان خود در جلسه دادگاه مبنى بر اينكه «تقلبى در انتخابات صورت نگرفته است»، تكرار كرده و گفته است: «اميدوارم تصميم گيران اين نكته را درك كنند و اين مجموعه را زودتر آزاد كنند تا با آزادى اين ديدگاه هايشان را در جامعه مطرح نمايند.»
آقاى ابطحى در جلسه دادگاه گفته بود كه هاشمى رفسنجانى، موسوى و خاتمى قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند.
اين مقام سابق ايران افزوده بود: «موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعى بود تا آشوبها شكل بگيرد.»
اشاره آقاى ابطحى به اعتراض هاى گسترده در ايران از سوى راى دهندگان و نامزدهاى رقيب محمود احمدى نژاد بود كه اعلام كردند در انتخابات دهم رياست جمهورى تقلب هاى زيادى صورت گرفته است و دولت بر آمده از آن مشروع نيست.
اظهارات بازداشت شدگان در دادگاه هاى برگزار شده كه تحت عنوان «اعترافات» انجام شد ظرف چند هفته گذشته موج فزاينده انتقادها را بر انگيخت و مخالفان دولت، آن را «نمايشى» و سخنان مطرح شده را تحت فشار و شكنجه دانسته اند.
نوشته شده توسط سامان در تاريخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388. مربوط به بخش : |
ابتدا یک مرغ را به صورت قانونی می گیریم...

و با رعایت حقوق مرغی به مکانی مناسب منتقل کرده ...
به او فرصت تفکر می دهیم ..
سپس او از ما خواهد خواست تا نتیجه تفکراتش را با سایر مرغ ها در میان بگذارد!
نوشته شده توسط سامان در تاريخ چهارشنبه چهارم شهریور 1388. مربوط به بخش : |
حماسه ای دیگر در راه است ...
در سالروز کودتای 28 مرداد
و این بار در اعتراض به کودتای 22 خرداد باید سبزتر از همیشه بود
چهارشنبه 28 مرداد 1388 همه با هم حماسه ی میلیونی دیگری در سرتاسر کشور خلق خواهیم کرد
این بار نیز تن سست استبداد را به لرزه در خواهیم آورد
اطلاع رسانی کنید...
نوشته شده توسط سامان در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388. مربوط به بخش : |
روایتی کاملتر از ماجرای بازدید نمایندگان از اوین و اتفاقات پس از آن
«موج سبز آزادی» پیش از این به دو نمونه از شکنجههایی که از سوی زندانیان به اطلاع نمایندگان مجلس رسیده، اشاره کرده بود که در پایین همین خبر به آنها اشاره شده است. اما آنچه میخوانید، گزارش دیگری است که بخشی از ماجرا را به طور کاملتر شرح میدهد و از نقش سعید مرتضوی در ربایش پسر جوانی که موضوع تجاوز به خود را مطرح کرده بود، پرده برمیدارد. مشروح ماجرا را بخوانید:
زمانی که آقای بروجردی با هیئت همراه از زندان اوین بازدید کرد، از بند عمومی بازداشتیهای حوادث اخیر در قرنطینهی اندرزگاه هفت زندان اوین هم بازدید کرد.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از شاهدان عینی، در جریان این بازدید، شخصی هنگام صحبت زندانیان از طرف هیئت مجلس از آنان فیلمبرداری و شخصی دیگر با آنها مصاحبه می کرد و جالب اینجاست که این افراد هر دو از شکنجهگران زندان بودند که بازداشتشدگان آنها را میشناختند!
بر اساس این گزارش، فردی که بسیار مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، برای صحبت کردن بلند شد و خود را ع.ب معرفی کرد و گفت قبل از اینکه به زندان اوین منتقل شود، در کمپ کهریزک بوده و بارها به صورت وحشیانهای توسط باتوم مورد تجاوز قرار گرفته است، به طوری که هنوز هم هر روز مقداری خون از او دفع می شود.
به گزارش موج سبز آزادی به نقل از یکی از زندانیان که شاهد این ماجرا بوده، هنگام طرح این صحبتها، توسط گروه همراه نمایندگان مجلس (همان بازجویان آشنا برای بازداشتشدگان) از این فرد فیلم گرفته میشد و قدرتالله علیخانی که تنها عضو اصلاح طلب کمیتهی پیگیری مجلس است، در حالی که از صحبتهای این جوان تحت تاثیر قرار گرفته بود، دیگر طاقت نیاورد و با ناراحتی آن بند را ترک کرد.
به گفته این شاهد عینی، پس از آنکه صحبتهای این زندانی تمام شد، آقای بروجردی هماهنگ کرد که این شخص را برای درمان به بهداری بازداشتگاه ببرند. بعد از نزدیک نیم ساعت که هیئت همراه بند را ترک میکنند، ع.ب که مورد تجاوز قرار گرفته بود، به بند باز میگردد و به دیگر زندانیان خبر میدهد که برای درمان او هیچ کاری صورت نگرفته است.
این شاهد عینی به «موج سبز آزادی» خبر میدهد: اما اتفاقی که همهی بازداشتیهای همبند این پسر جوان را ناراحت کرده، این است که دو ساعت بعد از بازگشت این فرد به بند، شخص قاضی مرتضوی به بند عمومی آمده و به وی میگوید که وسایلش را جمع کند، و او را با خود میبرد و دیگر هیچ یک از بازداشتیها او را نمیبینند.
وی سپس با ابراز نگرانی شدید نسبت به سرنوشت این جوان بازداشتی، میگوید: با توجه به اینکه تجاوز در زندانها توسط حکومت شدیدا تکذیب شده است، احتمال این امر میرود که برای از بین بردن شواهد به این شخص آسیبی رسیده باشد. لااقل زندانیان احتمال این امر را بسیار بالا میدانستند.
آیت الله صانعی امروز در گرگان شخنرانی داشتند که می تواند نقطه عطفی در مبارزات مردمی باشد:
1325 رو من یاد دارم که اصفهان آمدیم و فوت مرحوم آقا سید ابولحسن اصفهانی . و درگیری های قاوم و مصدق و درگیری های بعد.تا حتی دستگیری امام سلام الله علیه . اما هیچ گاه چنین حالتی برای بنده پیش نیامد . حتی شهید کردن عزیزانی که در جاهای مختلفی در رژیم به شهادت رسیدند. همچون مرتضی نیک نژاد . صفار هرندی و دیگران . و فشار هایی که می آمد فراوان . حتی فشار هایی که طاقت فرسا بود . اما در عین حال مطمئن بودیم که این فشارها نتیجه خوبی به همراه خواهد داشت . چون به هر حال مسئولین نظام فکری خواهند کرد و جلوی فشار ها را خواهند گرفت . و ما هم گاه و بیگاه بهشون تذکر میدادیم و تا حدی هم عمل می شد .
این فشاریست که مسائل روز برای بنده آورده . به عنوان یک مسلمان . زندگی امام را خودتان مطالعه کنید . از دروغ گویان و دروغ پردازان نگیرید. از کسانی که امام رو فقط برای منافع خودشون می خوان نگیرین . دوستان امام رو ببینیید به کجا رفتنید . امروز هم عده ای از اونها که در راس این نظام بودند در زندانند به عنوان اینکه می خواستند رژیم رو و نظام رو عوض کنند . آیا باور کردنیست؟ آیا این عزیزانی که هر یک دارای خانواده های متدینی هستند... در این نظام مهندس موسوی از نظر تدین و تعهد یا بی نظیر است یا کم نظیر . هیچ کس حق ندارد مجرمی را عذاب مضاعف کنید . اسیری که فردا بنا است اعدام شود باید آب بهش داد . غذا بهش داد . امیر المومنین فرمودند : هنگام تجرید و حبس اقرار معتبر نیست . تخلیه اطلاعاتی و قطع ارتباط با بیرون . به قدرت خود ننازید . من به یکی از آقایون گفتم انتخابات رو باطل کنید . گره ای که با دست باز می شود رو با دندان باز نمی کنند. الان کاری کردند که اگر انتخابات رو هم باطل کنید مردم راضی نمی شوند . حکومت اسلامی حداقل باید با اونایی که زحمت کشیدن خوب رفتار کنه . این کلاس اول سیاسته . منتها چه کنیم خدا عقلشون رو گرفته است .
>>>> دریافت فیلم سخنرانی
نوشته شده توسط سامان در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388. مربوط به بخش : |
جزییات ماجرای ترانه موسوی / ناگفته هایی از سوابق برخی از ائمه جمعه
مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت : " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار مي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اوخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله انكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبل نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد . " كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : " پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي ها امري بي سابقه بود و چنين است كه انسان هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود . "وي افزود :" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي خواهند انجام دهند . در واقع ابتدا افراد را به مكان هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است . " كروبي خاطر نشان ساخت : "تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده اند به طوري كه دندان ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه ها جان باخته اند . اين درحالي است كه معمولا شكنجه ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي دهند كه او تحت درمان است . بنابراين از اين جهت من مي گويم كه خشونت هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته اند . " رفتارهاي غرمنطقي بي شمار صورت گرفته است كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت : " به اندازه اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از آمران و مسببان اين حوادث هستيم ." وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي رسيد گفت : " ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من مي آمدند و بيان مي كردند . رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل انها مي ايسند و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي شود ،هر خواننده اي مي تواند خودش را جاي ان مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند . " وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت : " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي كرد كه انها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پروند يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي كند كه تنها به او تذكر مي دهند ولي اكنون شاهد ان هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتم مي زنند و از اين جهت مي گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است ." كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت :" من اين مسائل را طي نامه اي به رياست محترم قوه قضائيه ، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه ها به صورت مكرر بيان كرده ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي شود مانع از تكرار ان شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه اي را به صورت محرمانه به رييس مجلس خبرگان نوشتم . در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به ان داده شود و از سوي ديگر خون بچه هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد . " كروبي افزود : "من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند " متاسفم كه اين مطالب از تريبون نماز جمعه مطرح شدكروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت : "بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه ،مجلس ، وابستگاه به نهادهاي نظامي ، سايتها و خبرگزاري ها ، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند . ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد . چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه هاي بين اللملي بردند و فيلمي از ان منتشر شد كه هيچ بيننده اي نتوانست ان را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت هاي آنها شنيده مي شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت . " وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند . از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر انان نيستند جاسوس ، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند . به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است . به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند . اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي كنند و آبروي انها را مي ريزند . همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است . " كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :" اين خبرگزاري محترم به انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري كه زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد . كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . " ناگفته هايي از سوابق برخي ائمه جمعه كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت . وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد . ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند . " كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :"آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همن اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد . " كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي شد ." مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند . چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي ، محتشمي پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند . " وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم . " كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت . وي گفت :"برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد . "وي افزود : "برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد . " جزئيات ماجراي ترانه موسوي كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند ." وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است . مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند . بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند . براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . پس چند نفر از افراد نظامي ،انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه شوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند . در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت :" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم " اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد . آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است . برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد . همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند . در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد بنابراينكه انها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم . پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم .ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند . در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد . چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود . " از دروغ گويي مسئولان متاسفمكروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :"اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است . حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود . " وي تاكيد كرد :"آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند . " كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت :" هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد نا آگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا حرکت امام خمینی برای مبارزه با رژیم پهلوی را به ماجرای کشتار مردم در مسجد گوهر شاد تشبیه کنند . در ماجرای مسجد گوهرشاد مردم علیه کشف حجاب از سوی رضاخان حرکتی کردند که در ان حادثه عده ای کشته شدند . در ماجرای مسجد گوهرشاد شیخ جوانی به نام بهلول سخنرانی می کرد و مردم را به ایستادگی دعوت می کرد که به دنبال حمله نیروها و آغاز کشتار مردم فرار کردند که این شیخ نیز فرار کرد که مدت ها اواره بود و در افغانستان زندانی بود و در اواخر عمر خود به ایران برگشت . در این راستا ماجرایی درست کردند مبنی براینکه این شیخ به خارج رفته و زندگی خوبی دارد . در همان سال ٤١ وقی که با ماجرای حرکت مبارزاتی امام مواجه شدند در یکی از روزنامه ها همین ماجرای مسجد گوهر شاد را نوشتند تا حرکت امام را با آن مقایسه کنند . درهمان زمان عکس فردی را با کراوات در روزنامه چاپ کردند و نوشتند که این فرد بهلول نام دارد و تاجر آهن است و در خارج زندگی می کند و وضعیت خوبی هم دارد . نوشتند که این ماجرای کشتار گوهر شاد را ایجاد کرده و خودش به خارج متواری شده است . در همان موقع جمعیتی واقعیت را کشف کردند . بهلول واقعی را معرفی کردند . اعلامیه ای مبسوط در مشهد منتشر شد که بر روی آن دو عکس چاپ شده بود. عکس فردی که او را همان تاجر اهن معرفی کرده بود که درخارج زندگی می کند و دیگر عکس بهلول واقعی که سالها در افغانستان زندانی بود . بنابراین حدود 48 سال پيش چنین حادثه ای روي داد و در همان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود و یک خانواده محترم را بیاورند و بگویند که مطلبی را تکذیب کند واین خانواده پس از انکه متوجه می شود این اقدام کلکی به آنها بوده ناراحت شدند. " كروبي افزود :" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است . " وي با اشاره به موثق بودن مبنعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :"مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است ." لازم باشد مسائلي ديگر را مطرح مي كنموي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت :" در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است . پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند . من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند . نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره اي ، نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود . " كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :"من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم در مواقعي كه تفكرات انها را صحيح نمي دانم تذكر داده ام و با انها برخورد كرده ام و البته هزینه ان را نيز پرداخته ام . من در مقابل كسي ايستادم كه هم براي من محترم است و از دوستان بنده مي باشد و از پايگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نيز براي انتخاب او نقش مهمي داشتم ولي اين فرد از هيچ مخالفتي با من دريغ نكرد و در انتخابات دو دوره گذشته رياست جمهوري از من حمايت نكرد ولي من به راه خودم ادامه دادم . بنابراين اين آقايان خيال مي كنند كه با تهمت و افتراهايي كه مطرح مي شود من از ميدان كنار مي روم در حاليكه من مي گويم كه مطالبي كه از بوق نماز جمعه و يا روزنامه هايي كه مردم نسبت به انها اعتماد ندارند و خوش بين نيستند مطرح مي شود من از ميدان در مي روم . من در شرايطي عقب نشيني خواهم كرد كه بدون انكه قصد مچ گيري داشته باشيم همه ابعاد حوادث تلخي كه روي داده و موجب ضربه زدن به آبروی نظام شده و موجب طرح مباحثی در داخل و خارج از نظام شده است بررسي شود و نتايج اين بررسي ها صادقانه و معقول و منطقي به مردم اعلام شود . " وي تاكيد كرد : " در زماني من سكوت مي كنم كه همه ابعاد اين ماجراها بررسي شده و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر كسي كه تخلف كرده متناسب با جرمي كه انجام داده و مطابق با قانون محاكمه شود و هر كسي اشتباهي كرده اشتباه خود را بپذيرد . " كروبي تاكيد كرد :" اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم . " وي افزود : " وقتي كه همه ابعاد قضيه بررسي شد از امام جمعه ها بخواهيم كه بيايند و در نماز جمعه نتيجه را صادقانه مطرح كنند نه اينكه در اظهاراتي يك طرف محكوم و يك طرف حاكم باشند . "
سایت آینده هم مچ صداوسیمای دروغپرداز را گرفت
در حالی که صداوسیما چند روز پیش با پخش گزارش مفصلی ادعا کرده بود تنها سه ترانه موسوی در فهرست ثبت احوال ایران ثبت شده و فقط یکی از آنها داخل ایران است که او هم تنها دو سال دارد، سایت آینده یک صفحه از اطلاعات کتاب اول را منتشر کرد که خبر از وجود یک خانم دیگر به نام ترانه موسوی در شهر گرگان میدهد. پیش از این هم «موج سبز آزادی» با اشاره به عضویت فرد دیگری با نام ترانه موسوی در گروه موسیقی ارکیده، از دروغ صداوسیما پرده برداشته بود. در همین رابطه، برخی منابع اینترنتی هم خبر دادهاند که شخصی که به عنوان مسئول ثبت احوال در این گزارش نشان داده شده، سردار روزبهانی از فرماندهان نیروی انتظامی است!
سایت آینده نوشته است: بعد از اعلام نظر صداوسیما که از وجود فقط سه ترانه موسوی در لیست ثبت احوال خبر داد که یکی متولد 1363 در پاریس است و در همانجا زندگی می کند، دیگری 40 ساله که از ایران خارج شده و بازگشت نداشته و دیگری کودکی دو ساله است، بعد از جستجو در اینترنت، اینبار نام ترانه موسوی در کتاب اول پیدا شد. وی مدیر یک آموزشگاه کامپیوتر در شهر گرگان است. .
.
.
به امید ایرانی سبز و آزاد...
نوشته شده توسط سامان در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388. مربوط به بخش : |
میبینم شما و دولت کودتا اعتراض را بر نمیتابید و سریع به سراغ مغلطه و فرافکنی میروید...
تمام این عکس ها و فجایع نقض حقوق بشر به شمار میرود...شماهایی که ازین حکومت مردم کش حمایت میکنید معکوم به فنا هستید دست شماها به خون جوانان این مملکت آلودست.طاقت شنیدن حرف حق را ندارید.فرق وبلاگ و فروم و انجمن رو نمیفهمید که در وبلاگ کامنت میگذارید و انتظار بحث دارید....
شما محکوم به فنا هستید...شمایی که نه حرف حق حالیتون میشه نه میخواهید حالیتون بشه...
ما سبز اندیشان نه طرفدار رژیم پهلوی و کودتای ننگین ۲۸ مرداد هستیم و نه حکومت اسلامی خامنه ای و دار و دسته اش...
مانند مصباح یزدی که میگوید کسی به از رییس جمهور اطاعت کند از خدا اطاعت کرده چون انوار الهی از سوی رهبری به او تابیده...
شما نفسهای آخرتان را میزنید...دروغگو هستید...آدم کش هستید...دستتان به خون آلودست...منطق ندارید...در یک کلمه انسان نیستید...
این بسیج قرار بود از تجاوز دشمن بیگانه به کشور جلوگیری کند...نه روی مردم بیگناه و بی سلاح رگبار ببندد...
شما وجدان ندارید...احساس ندارید...انسان نیستید....
شعور شما در این حد است:

اینها کار کیست که این جوان را کشت؟دست کی به خونش آلودست؟
حاشیه بازی ایران-بوسنی:

وما جز موج سبز آزادی هستیم...
ما هستیم...ما پیروز هستیم
نوشته شده توسط سامان در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388. مربوط به بخش : |
|